غمگینم
-
تاریخ: 1405/6/24 ساعت: 11:00
حس و حال روزمرگی غمگینم... دیشب ی سری حرف ها بین من و اقای کاف رد و بدل شد که قرار شد دوباره راجع بهش صحبت کنیم و تا شفاف سازی نشه فعلا حرفی نمیزنم بعد از اینکه حرفامون تموم شد مات و بهت زده شده بودم...احساسا کردم نمیشناسمش...از این طرز تفکرش بدم اومد...اخه ادم انقدر...؟! پاشدم صورتمو بشورم و مسواکم...
غمگینم...
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:28
دیشب ی سری حرف ها بین من و اقای کاف رد و بدل شد که قرار شد دوباره راجع بهش صحبت کنیم و تا شفاف سازی نشه فعلا حرفی نمیزنم بعد از اینکه حرفامون تموم شد مات و بهت زده شده بودم...احساسا کردم نمیشناسمش...از این طرز تفکرش بدم اومد...اخه ادم انقدر...؟! پاشدم صورتمو بشورم و مسواکمو بزنم اکه ومد که باهام شوخ...
دوستی ی طرفه
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 19:27
امروز برای خودم ی دوست پیدا کردم ی دوستی که این دفعه من تصمیم میگیرم کی باشه و کی نباشه اسمش ی دوستی دو طرفه نیست بلکه کاملا ی طرفه است چون این منم که حرف میزنم و تو به عنوان ی دوست فقط گوش میدی بله...دوستم این وبلاگی هست که امروز ساختمش خاطرات روزانه حانا ایران نیستم ۴-۵ هزار کیلومتر از کشورم-مردمم...
استارت!
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 19:27
به نام خدا شروع میکنیم: امروز ساعت ۹ با سر و صدای اقای کاف که داشت حاضر می شد بره دانشگاه بیدار شدم اومد بوسم کرد و ناز و نوازش و من بیخیال گفت چیزی شده گفتیم من تنهام...تو باز میری گفت زود میام گفتم یعنی کی ؟ گفت ۴-۵ (الان ۴-۵ زوده؟) خلاصه گفتش که تنهایی خیلی خوبه ادم میتونه با تنهایی موفق بشه و به...
اولین نظر
-
تاریخ: 1396/9/28 ساعت: 19:27
الان اومدم بعد ی ساعت زبان خوندن و نیم ساعت چک کردن گوشی وبلاگ. باز کردم و دیدم یکی برای مطلب دوستی ی طرفه نظر گذاشته و نوشته: (چه جالب ی جورایی شبیه منی) از طرفی خوشحال شدم و از طرف دیگه با خوم گفتم من از دوستای واقعی و صمیمی که از خواهر بهم نزدیک تر بودن و بعد ی دفعه کمرنگ و بی رنگ شدن ضربه خوردم ...